نوسانهای شدید بازار رمزارز و رشد قابلتوجه قیمت فلزات گرانبها باعث شده داراییهای کمریسکتر و محافظهکار، جای خود را در صرافیهای رمزارزی باز کنند. توکنهای مبتنی بر طلا و نقره بهعنوان ابزارهای مدیریت ریسک سبد سرمایهگذاری معرفی میشوند؛ هرچند نسخه دیجیتال این داراییها میتواند ریسکهایی مانند فریز شدن، تحریم یا کمبود نقدشوندگی را نیز به همراه داشته باشد.
بازار رمزارز ذاتاً پرنوسان است و به همین دلیل کاربران بهدنبال گزینههایی هستند که ثبات بیشتری داشته باشند. در این میان، طلا، نقره و حتی محصولات مبتنی بر شاخصهای بورسی، آرامآرام به سبد دارایی کاربران اضافه شدهاند. اکنون صرافیها تلاش میکنند این نقش سنتی را در قالب ابزارهای دیجیتال بازتعریف کنند؛ از توکنهای طلا که تا حد زیادی به استانداردی مشترک رسیدهاند تا نقره که هنوز درباره نسخه مرجع آن اتفاقنظر وجود ندارد.
طلای دیجیتال؛ شکلگیری یک استاندارد
در میان فلزات گرانبها، طلا سریعتر از سایرین مسیر دیجیتالی شدن را طی کرده است. امروز در بسیاری از صرافیهای ایرانی، توکن XAUT (تترگلد) در دسترس کاربران قرار دارد؛ توکنی با پشتوانه مشخص، ذخایر نگهداریشده در خارج از کشور و حضور در صرافیهای بینالمللی.
به گفته ایمان مشعلچیان، مدیر ارشد بازاریابی آبانتتر، تترگلد توکنی مبتنی بر طلای بنیاد تتر است که ذخایر آن در سوئیس نگهداری میشود و به دلیل حجم معاملات بالا و لیست شدن در پلتفرمهای معتبر جهانی، به گزینهای شناختهشده تبدیل شده است.
همین دو عامل—نقدشوندگی بالا و پذیرش گسترده—باعث شده نوعی اجماع در بازار شکل بگیرد. کاربر میداند در صورت انتقال دارایی به پلتفرم دیگر، احتمالاً با همان توکن مواجه خواهد شد. بنابراین علاوه بر اعتماد به ناشر، نوعی اعتماد جمعی نیز نسبت به این دارایی شکل گرفته است.
به همین دلیل در بازار طلای دیجیتال، اختلافنظر عمدتاً بر سر کارمزد یا حداقل میزان خرید است، نه اصل دارایی. اما این وضعیت درباره نقره کاملاً متفاوت است.
نقره؛ دارایی بدون مرجع واحد
با رشد قیمت نقره در ماههای اخیر، توجه کاربران به این فلز افزایش یافته است؛ اما برخلاف طلا، هنوز درباره نسخه مناسب سرمایهگذاری دیجیتال آن توافق روشنی وجود ندارد.
برخی صرافیها توکنهایی را انتخاب کردهاند که بر پایه صندوقهای ETF معتبر جهانی طراحی شدهاند. برای مثال، آبانتتر توکن SLVon را عرضه کرده که بر پایه توکنایز کردن صندوق ETF نقره iShares Silver Trust ایجاد شده و از نظر حجم معاملات، نسبت به برخی گزینههای دیگر برتری دارد.
در مقابل، برخی صرافیها رویکردی محتاطانهتر اتخاذ کردهاند. به گفته محمد لطیفی، مدیر بازاریابی رمزینکس، توکنهایی از این دست در دسته داراییهای RWA قرار میگیرند که تحت نظارت مستقیم نهادهای قانونگذار آمریکایی منتشر میشوند. این توکنها از نظر فنی امکان مسدودسازی یا لیست سیاه کردن آدرسها را دارند و با توجه به شرایط تحریمی، ریسک فریز شدن دارایی را برای کاربران ایرانی افزایش میدهند.
همچنین در مورد سازوکار قیمتگذاری برخی از این توکنها ابهامهایی وجود دارد؛ چراکه قیمت هر واحد الزاماً معادل یک اونس نقره نیست و میتواند برای کاربر پیچیدگی ایجاد کند.
در تترلند نیز رویکردی مشابه دیده میشود. سالار تحویلدار، مدیر توسعه کسبوکار این صرافی، اعلام کرده برخی توکنهای نقره نوسانی بیش از دارایی پایه دارند و حتی درصد تغییرات آنها از نوسان خود نقره در بازار جهانی بیشتر است. به همین دلیل این دسته از توکنها فعلاً در این پلتفرم لیست نشدهاند.
ریسک پنهان در نسخه دیجیتال
تنوع توکنهای نقره در ظاهر نشانه رقابت و پاسخگویی به نیاز بازار است؛ اما در عمل میتواند به چالش نقدشوندگی منجر شود. اگر کاربر توکنی را خریداری کند که در سایر پلتفرمها لیست نشده یا عمق بازار محدودی دارد، هنگام خروج با چه گزینههایی روبهرو خواهد شد؟ آیا امکان انتقال و فروش آسان وجود دارد یا وابستگی به همان صرافی ایجاد میشود؟
در بازار طلای دیجیتال، به دلیل پذیرش گسترده XAUT، این نگرانی کمتر است. اما در مورد نقره، نبود مرجع واحد به معنای تفاوت سطح نقدینگی، اسپرد خرید و فروش، وابستگی به بازارگردان داخلی و حتی احتمال توقف معاملات در شرایط خاص است.
در چنین فضایی، «محافظهکار بودن» یک دارایی الزاماً به معنای ریسک پایین نیست. چراکه نسخه دیجیتال این داراییها، لایهای تازه از ریسکهای فناوری، حقوقی و تحریمی را اضافه میکند.
شبیهسازی بورس در صرافیها
فراتر از فلزات گرانبها، برخی صرافیها به سمت طراحی محصولاتی رفتهاند که بیشتر به یک استراتژی سرمایهگذاری شباهت دارند تا یک توکن ساده. «باکسها» نمونهای از این رویکرد هستند؛ ابزارهایی که به کاربر اجازه میدهند بهجای انتخاب مستقیم دارایی، یک سبد یا استراتژی مشخص را خریداری کند.
برای نمونه، آبانتتر محصولی با عنوان فیکسباکس ارائه کرده که مبتنی بر سرمایهگذاری در بورس ایران و با ساختار سود ثابت طراحی شده بود. نسخه جدید این محصولات نیز به گفته مدیران این صرافی، شامل استراتژیهای کمریسک مبتنی بر صندوقهای شاخصی بورس ایران است که هدف آنها کسب بازدهی متناسب یا بالاتر از شاخص کل بورس عنوان شده است.
با این حال، دیجیتالی شدن این محصولات پرسشهای مهمی ایجاد میکند: اگر استراتژی وعدهدادهشده به بازدهی نرسد، مسئولیت با چه کسی است؟ چارچوب نظارتی چگونه تعریف میشود و ریسک میان کاربر و پلتفرم چگونه توزیع میشود؟
فرصت یا ابهام؟
ورود داراییهای محافظهکار به صرافیهای رمزارزی، صرفاً تغییر شکل دسترسی نیست؛ بلکه بازتعریف ماهیت ریسک است. طلای دیجیتال، نقره توکنایز شده یا محصولات شاخصی بورس، همگی تجربه سرمایهگذاری را سادهتر و متنوعتر میکنند؛ اما در کنار آن، ریسکهای جدیدی نیز خلق میشود.
پناهگاههای جدید سرمایه در نسخه دیجیتال، ترکیبی از فرصت و ابهام هستند:
دسترسی آسانتر، تنوع بیشتر و حضور در بازارهای جهانی از یکسو؛ و ریسکهای فنی، حقوقی، تحریمی و نقدشوندگی از سوی دیگر.
در نهایت، آنچه برای کاربر تعیینکننده است، نه صرفاً نام طلا یا نقره، بلکه درک سازوکار پشت هر ابزار و شناخت مرز میان «دارایی پایه» و «ساختار دیجیتال» آن است.


